عمری صرف شد تا بفهمم
سراب
ـ گناه ـ
از دور ، آب نماست
و از نزدیک ،
نا امید شدن تمام امید ها !
تمام امیدها ، جز آنکه نزد سراب یافتمش ...
*************************************
پ . ن ۱ : « و الذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه ، یحسبه الظمئان ماءً ، حتی اذا جاءه لم یجده شیئاً و وجد الله عنده ! فوفّاه حسابه و الله سریع الحساب » ( نور ۳۹ )
پ . ن ۲ : زندگی توی این دنیا مث حل کردن یه معادله ی چند مجهولیه ، پیچیده ، درهم برهم و ضد و نقیض . یه کلاف سردرگم حقیقی . سرعت رشد کمی زمان توی این دنیا سرسام آوره اما رشد کیفی کنده و لاک پشتی . توی این دنیا سیر شدن کار ساده ایه اما راضی شدن نزدیک به محاله . خیلی از جاها هست که ادم توش سرک میکشه به امید اینکه اونجا خبریه ، یه خبر راضی کننده ! اما بعد از مدت کوتاهی مؤانست و غریبی زدایی و فرو ریختن اون دور نمای پر زرق و برق ، و البته هدر رفتن خیلی از پتانسیل های روح ، واقعیت تلخ ِ رونمایی شده ، با ضرب زیاد ، توی صورت ات کوبیده میشه و برق از سرت میپره ! چه بهای گزافی برای هیچ ! برای رسیدن به دروغ واقع نما ! سراب حقیقت تلخیه که تا به اش نرسی ازش ناامید نمیشی ...