چو تار و پود قالی
- تنیده در هم -
تو استوار باش،
من نقش میزنم
تو تکیه گاه باش،
من هنر می آفرینم
تو کوه باش،
من چو رود
از تو جاری می شوم...
**************************************
پ ن۱ : چه تضاد رنگی داره تابلوی شخصیت تو! چه طوری میتونی اون همه شور رو پشت این لبخند های صبور پنهان کنی؟ هر چی من پر سر و صدا و سطحی ام، تو عمیق و آرومی... دوست داشتم زیباترین نوشته م رو، برای تو بنویسم، اما دیگه مثل قدیم ها اینجا رو دوست ندارم رفیق، چون تو دوستش نداری. شاید زیباترین رو جایی دیگه و زمانی دیگه...
پ ن ۲: به خاطر همسرم، که اینجا رو دوست نداره، عطش برای همیشه تعطیل.
پ ن آخر: سلام ای طلوع صحرگاه رفتن...