تبليغاتX
بسم الله الرحمن الرحیم
عطش
 

تو را در چاه افکندیم

و بر در چاه

به ختم « امن یجیب » نشستیم که :

« اللهم عجل لولیک الفرج ! »

بشکند دستان تاریخی ِ یوسف کشمان !

*****************************************

پ . ن ۱ :برای رفتن به مهمونی کارت دعوت لازمه . یا اگه نبود ، همراه شدن با کسی که دعوته . ضیافت نزدیکه و من سرتاپا نجاستم . اگه با یه آدم حسابی همراه نشم با این وضع مشمئز کننده به مهمونی راهم نمیدن ! .. آقا ! میذاری با شما بیام ؟ یا ایها العزیز .. فتصدق علینا ..

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 0:34  توسط ارام علیمهر  | 

 

همه تشنه ایم

تشنه ی دانستن ِ « آنچه در پس پرده است » !

تا ایمان بیاوریم

به آنچه دگرگون می کند

و برای رفع این عطش

به دنبال غریب ترین معجزه ها !

غافل از اینکه

بزرگترین معجزه ی این عالم ،

پرواز دانه است از ظلمات ارض ...

      همگی تشنه ایم

               تشنه ی پرواز

                      از ظلمات ارض !

***************************************

پ . ن ۱ : میفرمود بزرگترین معجزه ی عالم را مومن میکند ، وقتی که علی رغم توانایی بر گناه ، از آن چشم میپوشد . و مومن کیمیای عالم است . تبدیل مس به طلا ! همه جا و همه وقت ! حتی « سیئات ما مکروا » هم تبدیل به خیرش خواهد شد . حتی سمی که در جان اش وارد میکنند مداوای دردهایش خواهد بود !!!!!!!!!!!!!!! در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست .. در صراط مستقیم ایدل کسی گمراه نیست !

پ . ن ۲ : گل رو ، از بس لطیفه ، حتی نمیشه نوازش کرد ! از ترس اینکه پرپر شه . طفل شش ماهه رو حتی نمیشه ... عید منجی ِ منتقم نزدیکه ، ای کاش که آمدنش هم ..

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 3:39  توسط ارام علیمهر  | 

 

دیوانگان دو دسته اند

آنها که از نعمت عقل بی بهره اند

 و آنها که عقل عقال است و دست و پا گیرشان ،

پس رهایش میکنند

تا سوختن و پرپر زدن در حریم دلدار میسر باشد .

عشق

 جوانی رشید است

شاگرد دست آموز پیر ِعقل ،

 که درسهای آموزگار دیگر به کارش ناید !

**************************************

پ . ن : می فرمود مرز بالای عقل با پایین آن بسیار به هم شبیه اند ، و " او " انقدر امتحان میگیرد که یا دیوانه ی زیر عقل بشوی یا دیوانه ی بالای عقل ، همانها که زندگیشان حساب و کتاب ندارد همانها که : " افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد " . همانها که لطف آنچه تو فرمایی .. همانها که تنها بندگی میکنند و رهایند از همه ی اگرها ، از همه ی ای کاش ها !

پ . ن ۲ : می فرمود در ادبیات عرفان اسلامی دو چیز از دو جهت متفاوت به دریا تشبیه شده اند . یکی  دنیا از آن جهت که پر خطر و پر تلاطم است و اهل بیت علیهم السلام کشتی نجات اند در این دریای پر هلاک !  : « اللهم صلّ علی محمد و ال محمد الفلک الجاریة فی الّجج الغامرة یأمن من رکبها و یغرق من ترکها ... » ( خداوندا صلوات فرست بر محمد و ال محمد که کشتی نجات اند در موجها و گردابهای بزرگ و بی پایان که هرکه سوار آن شود ایمن است و هر که رهایش کند غرق خواهد شد ) - مفاتیح الجنان / اعمال ماه شعبان / صلوات شعبانیه - .

و دیگری توحید از آن جهت که موحد باید در دریای توحید غرق و شناور باشد تا زنده بماند . مثل ماهی  که غرق شدنش در آب منشا حیات اوست و بیرون از دریا خواهد مرد ! : « ربّ أدخلنی فی لجّة بحر أحدیتک و طمطام یمّ وحدانیّتک .. » ( پروردگارا ! مرا در لجه ی بحر یگانگی خود و موجهای درهم یکتائیت داخل نما .. )  - مفاتیح الجنان / دعای صیفی صغیر  -  .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 23:39  توسط ارام علیمهر  |